شمس الدين حافظ
11
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )
وصال دولت بيدارتر سمت ندهند * كه خفتهاى تو در آغوش بخت خواب زده پيام شعر را ببينيد چقدر زيبا و بلند است و شعر چقدر برخوردار از استحكام لفظى كه حقيقتا كمنظير است هم از لحاظ استحكام لفظى و هم در عين حال ، اين گونه تصويرگرى سراى مغان و پير و مغبچگان را نشان مىدهد و حال خودش را تصوير مىكند تصويرى كه انسان در اين غزل مشاهده مىكند ، چيز عجيبى است و نظاير اين در ديوان حافظ زيادست ، همين غزل معروف . دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند * گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت * با من راهنشين بادهء مستانه زدند يك ترسيم بسيار روشن از آن چيزى است كه در يك مكاشفه يا در يك الهام ذهنى يا در يك بينش عرفانى بشاعر دست داده است و احساس مىكند كه اين را به بهترين زبان ذكر مىكند و اگر ما قبول كنيم - كه قبول هم داريم - كه اين پيام عرفانى است و بيان معرفتى از معارف عرفانى ، شايد حقيقتا آن را به بهتر از اين زبان به هيچ زبانى نشود بيان كرد . تصويرگرى حافظ يكى از خصوصيّات اوست . برخى از